از زمان مطرح شدن فیلم 1 در جشنواره کن، و استقبال و نقدهای مثبتی که از فیلم شد، علاقه داشتم فیلم را ببینم. به خصوص اینکه روی موضوع مهم و حساسی دست گذاشته بود. اما با تمام علاقه و هیجانی که برای دیدن فیلم جدید اصغر فرهادی داشتم، فکر نمی کردم تا این اندازه از آن خوشم بیاید. دیدن فیلم های فرهادی به اندازه خواندن یک کتاب خوب برایم لذت بخش است و از آنجایی که ارزش و علاقه ای که برای کتاب و مطالعه قائلم، با هیچ چیز دیگری برابری نمی کند، چنین تجربه ای در مورد انواع هنرهای دیگر خیلی به ندرت برایم اتفاق می افتد. اما هیچگاه فکر نمی کردم شور و شوق و هیجانم بعد از دیدن فیلم فروشنده با شور و شوق و هیجانی که بعد از خواندن یک کتاب بسیار خوب و تاثیرگذار دارم، برابری کند.
با اینکه با فیلمی دو ساعته روبرو هستیم، و گاهی با افت سرعت مواجهیم اما فیلم از کشش نمی افتد و عطش پی بردن به معما و چگونگی برخورد شخصیت ها با حوادث آدم را روی صندلی میخکوب می کند. فیلمنامه، شخصیت پردازی، بازی ها و جنبه هنری فیلم بی نقص است. و در کل، فیلم فروشنده یک اثر عمیق و عالی است که نباید دیدنش را از دست داد.

پیوست: نامزد نخل طلا و برنده بهترین فیلمنامه و بهترین بازیگر نقش اول مرد از جشنواره کن
کم دیده می شود اثری به همان اندازه که قصه و صحبت های اجتماعی دارد، از تصاویر هنری و نمادین استفاده کند. و این نکته ای است که در مورد فیلم فروشنده صدق نمی کند. فرهادی با هنرمندی تمام نمادها و نشانه ها را در دل یک اثر اجتماعی و رئال گنجانده است.
فیلم با سکانس فروریختن ساختمان محل زندگی عماد و رعنا شروع می شود. این بنای ساختمان در حال فروپاشی، می تواند چندین تعبیر داشته باشد. فروپاشی جامعه به خاطر پوچی و فساد افراد جامعه، فروپاشی پایه های زندگی عماد و رعنا که نماینده بخشی از جامعه اند و حال قربانی این فساد شده اند، و در نهایت می تواند نماد انتقام و بیانگر این مطلب باشد که انتقام بنایی فروریخته است که هرچه بیشتر روی آن اصرار کنی، بیشتر به قعر می روی.
در ابتدای فیلم با زن وشوهری آشنا می شویم که جزء طبقه متوسط روشن فکر جامعه محسوب میشوند. عماد معلمی خوش اخلاق و با حوصله است و زن وشوهر هردو بازیگر تئاتر و اهل فرهنگ هستند. اما با وجود همه اینها، این دو نمایانگر بخشی از جامعه هستند که نسبت به فساد جنسی جامعه بی توجه اند. این مساله به خوبی در بخش ابتدایی فیلم که مشغول تمرین تئاتر هستند، مشخص است. هنگامی که بازیگری که نقش فاحشه را در تئاتر فروشنده بازی می کند با تمسخر بازیگر رو به رویش مواجه می شود و گریه کنان سالن را ترک می کند، هردوی آنها واکنش نامناسبی دارند. به خصوص اینکه رعنا می خندد. در صورتی که انتظار می رود به عنوان یک زن، درک بیشتری از شرایط دوستی داشته باشد که طلاق گرفته و مسلما از طرف جامعه با برخوردهای مشابه و متعددی رو به رو شده. نباید از خاطر برد که در جامعه ای زندگی می کنیم که نگاه به زن مطلقه همچنان نگاه نادرستی است و این صحنه اشاره به فشارهای روحی روانی که این بخش از زنان توسط جامعه متحمل می شوند، دارد.
فرهادی در ادامه فیلم نشان می دهد که این بی توجهی، نهایتا گریبان همه افراد جامعه را می گیرد. همانطور که زن فاحشه فیلم، که مستاجر قبلی خانه ای بوده که دوست عماد و رعنا در اختیار آنها می گذارد، به خاطر تعرض به وسایل شخصی اش که در واقع حریم شخصی او محسوب می شده، از آنها انتقام می گیرد. انتقامی که باعث تجاوز1 به رعنا می شود.
شاید عماد و رعنا بیشتر نمایانگر طبقه شبه روشنفکر باشند. چون با وجود اینکه تحصیلکرده اند اما برخورد مناسبی با قضیه ندارند. رعنا دچار تمامی مشکلات و اثرات ناشی از تجاوز2 است. اما عماد با وجود اینکه تلاش می کند، رفتار مناسبی داشته باشد، لغزش های فراوانی دارد. و هیچ کدام برای حل مشکل به روانشناس مراجعه نمی کنند. در صورتی که مناسب ترین راه حل کمک گرفتن از یک متخصص است.
بعد از حادثه عماد وسواس گونه دنبال یافتن متجاوز است ولی رعنا تمایلی به این کار ندارد. زندگی و رفتار هردو تحت الشعاع این اتفاق قرار می گیرد. عماد را می بینیم که برخلاف ابتدای فیلم، به یک معلم عصبی و سختگیر تبدیل شده و رعنا دیگر اعتماد به نفس و سرزندگی گذشته را ندارد.
نهایتا عماد، متجاوز را پیدا می کند. و برخلاف تصوراتش با پیرمردی رو به رو می شود که مشکل قلبی دارد. او ساعت ها پیرمرد را در خانه فروریخته، زندانی می کند. و سپس قصد دارد با بازگویی ماجرا به خانواده پیرمرد، انتقام خود را کامل کند. اتفاقاتی که در این خانه می افتد و استرسی که پیرمرد وارد می شود نهایتا باعث مرگش می شود. داستان در همان خانه فروریخته پایان می یابد. در حالی که تمام افراد درگیر به نوعی زخم خورده اند. و این خانه ویران، جامعه ای پوچ و فاسد، افراد آن و انتقام مسبب تمام حوادث است.
یکی از زیباترین موارد فیلم، گنجاندن تئاتر فروشنده آرتورمیلر بود. تئاتر به موازات فیلم پیش می رود. و شاید تا آخر فیلم ارتباط آن با داستان فیلم معلوم نباشد. عماد و رعنا در این تئاتر، نقش فروشنده و همسرش را بازی می کنند. فروشنده پیرمردی است که با وجود داشتن همسری که به شدت او را دوست دارد، با فاحشه ای در ارتباط است، و احساس پوچی می کند. احساس بی توجهی و دیده نشدن دارد. خلایی که کار جایگزین هم نمی تواند آن را پر کند. و در انتهای تئاتر می میرد درحالی که زنش بالای سرش گریه می کند. در واقع عماد و رعنا در تمام فیلم، نقش پیرمرد متجاوز و همسرش را بازی می کنند. پیرمردی که فروشنده است، با یک فاحشه ارتباط داشته، درصورتی که همسرش او را به شدت دوست دارد و در انتهای فیلم می میرد در حالی که زنش بالای سرش گریه می کند. زیبایی هنری اثر آنجاست که تماشاچی بدون اینکه بداند، در تمام مدت زندگی را از چشم این پیرمرد و پیرزن نیز دیده است. انتهای فیلم، بعد از تمام ماجراها، صحنه ای که عماد و رعنا برای تئاتر گریم می شوند، انگار آنها نیز تازه این موضوع را درک کرده اند و همانطور که گریم آنها را پیر می کند، اثرات تمامی وقایعی که بر آنها گذشته نیز، آنها را از درون پیر می کند...
از نکات دیگر فیلم، صحبت درباره گاو شدن آدم ها بود. ابتدای فیلم که عماد بخشی از فیلمنامه گاو را تدریس می کند و در پاسخ دانش آموزی که می پرسد آدم ها چگونه گاو می شوند، می گوید به مرور. و در طول فیلم نیز این مسخ شدن آدم ها را می بینیم...
فروشنده فیلمی اجتماعی است. موضوع فیلم تجاوز جنسی یک پیرمرد نیست. موضوع فیلم فساد جنسی اجتماعی است که طبقه ضعفیش دچار بحران پوچی هویتی است و طبقه متوسطش سطحی و دارای نگاهی نادرست هستند و شبه روشنفکرانش دچار بی تفاوتی و ناآگاهی به این مساله اند. و تمام اینها دست به دست هم می دهد تا جامعه ای از درون فروبپاشد.
1: تعریف تجاوز را از صفحه ویکیپدیا مطالعه کنید.
2: اثرات ناشی از تجاوز شامل موارد زیر است:
موضوعات مرتبط: معرفی ، فیلم ، قاب نوشت
برچسبها: فروشنده, اصغر فرهادی, شهاب حسینی, جشنواره کن, 1394
برچسب:
نویسنده: یوسف میرزایی